بطک

لغت نامه دهخدا

بطک. [ب َ طَ ] ( اِ مصغر ) مصغر بط. مرغابی کوچک. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بط شود. || صراحی شراب. ( ناظم الاطباء ). صراحی کوچک که برای شراب سازند. ( غیاث ) ( آنندراج ). جامی که بشکل بطساخته شده باشد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به بط شود.

جمله سازی با بطک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر زبان رفت اگر نام تو در بزم شراب خون شد از بیم می ناب در اندام بطک