لغت نامه دهخدا
بسترک.[ ب ِ ت َ رَ ] ( اِ مصغر ) بستر کوچک. ( ناظم الاطباء ).
بسترک.[ ب ِ ت َ رَ ] ( اِ مصغر ) بستر کوچک. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اندر شکم او خود بچه را بسترکی زرد کردهست و بدو در ز سر بچه نشانست