بس گرفتن

«بس گرفتن» یک اصطلاح فارسی است که به معنای «بازماندن» یا «بس کردن» به کار می‌رود. این عبارت به حالتی اشاره دارد که فرد یا چیزی در جایی متوقف می‌شود یا از ادامه دادن به یک عمل یا فعالیت باز می‌ماند. این اصطلاح می‌تواند در زمینه‌های مختلفی مورد استفاده قرار گیرد، به ویژه در شعر و ادبیات، جایی که احساسات و افکار عمیق فرد به تصویر کشیده می‌شود. این عبارت می‌تواند به معنای عدم توانایی در بیان احساسات و افکار به دلیل حیرت و شگفتی نیز به کار رود. به طور کلی، «بس گرفتن» به حالتی اشاره دارد که فرد در آن از ادامه یک عمل یا بیان احساسات خود باز می‌ماند و این مفهوم می‌تواند در ادبیات و زندگی روزمره به کار رود.

مترادف‌ها

کافی بودن، بس کردن، پایان دادن

متضادها

ادامه دادن، شروع کردن

لغت نامه دهخدا

بس گرفتن. [ ب َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بازماندن و بس کردن. ( آنندراج ):
مگو کام دل خود را ز حیرت کس نمیگیرد
چه میگویی ترا دیدم زبانم بس نمیگیرد.وحید ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) باز ماندن بس کردن.

جمله سازی با بس گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گشته در روزگار معتدلش از طبایع ز بس گرفتن دور

💡 بسیاری از مردم پس از سال‌ها سختی، تصمیم گرفتند که برای رسیدن به آرامش ذهنی، بس گرفتن از رقابت‌های بیهوده را آغاز کنند.

💡 او از شدت خستگی تصمیم گرفت که بس گرفتن از مطالعه کتاب را پیشه کند و مدتی را به استراحت در طبیعت بگذارد.

💡 اگر مدیر شرکت تصمیم بگیرد که از مدیریت بحران‌ها بس بگیرد، قطعاً باعث شکست پروژه‌های در حال اجرا و از دست رفتن سرمایه می‌شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران