لغت نامه دهخدا
برژ. [ ب َ ] ( ص ) کامل و تمام. || بلند و اعلی. || ( اِ ) قدرت و توانایی. || شأن و شکوه تمام. || گرداب. ( آنندراج ). ظاهراً جز در معنی اخیر صورتی باشد از «برز».
برژ. [ ب َ ] ( ص ) کامل و تمام. || بلند و اعلی. || ( اِ ) قدرت و توانایی. || شأن و شکوه تمام. || گرداب. ( آنندراج ). ظاهراً جز در معنی اخیر صورتی باشد از «برز».
💡 در سال ۱۹۶۰ همراه با فرانسوا لولیونه گروهی ادبی اولیپو (کارگاه ادبیات بالقوه) را تشکیل داد. اولیپو متشکل از نویسندگان و ریاضیدانان اکثراً فرانسویزبان بود که به دنبال خلق آثاری با استفاده از تکنیکهای نوشتاری محدود بودند. از دیگر اعضای گروه میتوان به ایتالو کالوینو، ژرژ پرک، ایتالو کالوینو، کلود برژ و ژاک روبو اشاره کرد.