لغت نامه دهخدا
بدراهی. [ ب َ ] ( حامص مرکب ) گمراهی.
بدراهی. [ ب َ ] ( حامص مرکب ) گمراهی.
۱. بدراه بودن.
۲. به راه خطا رفتن.
گمراهی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و با زنانی که پدرانتان به ازدواج خود درآوردهاند نکاح مکنید مگر آنچه که پیشتر رخ داده است چرا که آن زشتکاری و [مایه] دشمنی و بدراهی بودهاست.