لغت نامه دهخدا
بخاک بردن. [ ب ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) در خاک بردن. به گور بردن. ( آنندراج ). بخاک سپردن. دفن کردن مرده. ( ناظم الاطباء ).
بخاک بردن. [ ب ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) در خاک بردن. به گور بردن. ( آنندراج ). بخاک سپردن. دفن کردن مرده. ( ناظم الاطباء ).
در خاک بردن به گور بردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواهم بخاک بردن چون لاله داغ حسرت کز گلشن وصالش هرگز گلی نچیدم