بامگاه

لغت نامه دهخدا

بامگاه. ( اِ مرکب ) گاه بام. هنگام صبح صبحگاه. ( فرهنگ نظام ). بامداد. ( آنندراج ). صبح. علی الصباح. ( ناظم الاطباء ):
به من شراب مپیمای بامگاه مبادا
که مست گردم و از دیدن تو بی خبر افتم.سنجرکاشی.|| فردا صبح. ( ناظم الاطباء ). اما این معنی مخصوص این نسخه است.

فرهنگ عمید

بامدادان، هنگام بامداد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) هنگام بامداد بامدادان.

جمله سازی با بامگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آستانش رفتمی هر بامگاه راستادش بردمی هر شامگاه

زرادخانه یعنی چه؟
زرادخانه یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز