بافور
لغت نامه دهخدا
بافور. ( اِ ) وافور. شاید از واپور، باشد؟ رجوع به وافور شود.
- راه بافور؛ ( راه وافور ) نامی که در تداول عامه به محله و خیابانی بجنوب شهر قزوین داده شده است و این تسمیه را سبب عبور و توقف وسائط نقلیه موتوری بوده است.
جمله سازی با بافور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وافور که گاهی بافور تلفظ میشود ابزاری برای کشیدن و تدخین تریاک است. وافور از یک لوله چوبی خراطی شده، یک حقه (گلدانی) و بست و واشر و یراق برای اتصال این دو بخش تشکیل شدهاست. امروزه مواد مخدر شیمیایی به تدریج استفاده از وافور را به حاشیه راندهاند. بنابراین استفاده از وافور روشی قدیمی، پر تکلف و پرهزینه محسوب میشود.
💡 خراطی شیوهای از تولید محصولات چوبی است که طی آن و توسط ابزار و وسایل مختلف و عمدتاً به وسیلهٔ دستگاه خراطی اشیایی نظیر قلیان، گهواره، پایهٔ آباژور، پایه میز، دسته کتری، دسته مغار، دسته پیچ گوشتی، بافور، شمعدان و ظروف مختلف ساخته و پرداخته میشود.