انیسی

لغت نامه دهخدا

انیسی. [ اَ ] ( اِخ ) ( مولانا... ) از معاصران صادقی کتابدار و از شاعران عصر صفوی است. مؤلف مجمع الخواص درباره او نویسد: وی در شهرستان همدان مشغول خطیبی است. شخصی پاک طینت، خوش اعتقاد است و باوجودی که خطیبی خوش طبع هم هست گویند وقتی خرش گم میشود این مطلع مشهور جامی را بالبدیهه تضمین میکند:
ای خر گم گشته کز جان دوست تر دارم ترا
بسکه در جان فکار و چشم خونبارم تویی
از خطیب و مقری و واعظ که هم جنس تواَند
هرکه پیدا میشود از دور پندارم تویی.
رجوع به مجمعالخواص ص 275 شود.

فرهنگ فارسی

از معاصران صادقی کتابدار و از شاعران عصر صفوی است.

جمله سازی با انیسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کو انیسی تا کند عرض از لب خاموش ما ناله‌ای بر گلشن اقبال خان کامگار

💡 پرسی اگر به حشر چه آرم ندا رسد شعر انیسی آور و وحی پیمبری

💡 نه معینی است به بالین نه انیسی به سرم شده پر خون جگرم کو رضا کو پسرم

💡 سوای شهد انیسی مگس نمی گیرد دلم به غیر تو الفت به کس نمی گیرد

💡 نه مونسی نه انیسی نه مشفقی نه کسی که پیش او نفسی درد دل رسد ما را

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز