اعوام

لغت نامه دهخدا

اعوام. [ اَع ْ ] ( ع اِ ) ج ِ عام، بمعنی سال. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بمعنی سالها و این جمع عام است که بمعنی سال باشد. ( از منتخب از غیاث اللغات ). ج ِ عام است. سالها. ( آنندراج ). ج ِ عام، بمعنی روز و سال.( از اقرب الموارد ). ج ِ عام. ( دهار ) ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). سالها. زمانها. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

= عام '،ām

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع عام سالها سالیان.

جمله سازی با اعوام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کنون ای شیخ این اعوام مسکین بصورت اندرین شورند و در کین

💡 تا که در گیتی تکرار و مرور در شهور اندر و در اعوام است

💡 قال: انا هامة بن الهیم بن لا قیس بن ابلیس فقال النّبی (ص) فما بینک و بین ابلیس الّا ابوان، فکم اتی لک من الدّهر؟ قال: قد افنیت الدّنیا عمرها الّا قلیلا، قال علی ذلک کنت و انا غلام ابن اعوام أفهم الکلام و امرّ بالاکام و آمر بافساد الطّعام و قطع الارحام.

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز