لغت نامه دهخدا
اولون. [ اَ ووَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اول. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || حکماء متقدمین. ( یادداشت مؤلف ).
اولون. [ اَ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ اولی ̍. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به اولی شود.
اولون. [ اَ ووَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اول. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || حکماء متقدمین. ( یادداشت مؤلف ).
اولون. [ اَ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ اولی ̍. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به اولی شود.
جمع اول نخستینها اولین اوایل.
جمع اولی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اولون اکنون در در اسلو ساکن است. او خود را همجنسگرا و کوئیر معرفی میکند. او تولید موسیقی و ترانهسرایی را در دانشکده هنر، ارتباطات و فناوری وستردالز اسلو خواند. اولون در سال ۲۰۲۱ فاش کرد که مبتلا به اختلال وسواس فکری-اجباری و اختلال اضطراب فراگیر شدهاست.
💡 پس جمله: (واتبعتهم ذريتهم بايمان ) الخ، قرينه است بر اينكه منظور از جمله(الذين آمنوا) اشخاص خاصى است و آن اشخاص عبارتند از سابقون اولون، يعنىطبقه اول مسلمانان از مهاجر و انصار، كه در عهد رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم ودر روزگار عسرت اسلام بانجناب ايمان آوردند.