این واژه در زبان فارسی صفتی است که از ریشه «اخلاص» گرفته شده و به معنای «منسوب به اخلاص» یا «دارای ویژگی خلوص و پاکی نیت» به کار میرود. اخلاص در اصل به معنای پاک کردن نیت از هرگونه شائبه غیرالهی، ریا، خودنمایی و انگیزههای دنیوی است، و در نتیجه «اخلاصی» به کسی یا چیزی گفته میشود که بر پایه چنین نیت پاک و صادقانهای شکل گرفته باشد. در متون دینی و اخلاقی، این واژه بیشتر برای توصیف اعمال، رفتارها یا شخصیتهایی استفاده میشود که هدف آنان صرفاً رضایت خداوند و دوری از هرگونه انگیزه غیرالهی است. در کاربرد عرفانی، «اخلاصی» به حالتی از سلوک روحی اشاره دارد که در آن انسان تمامی تعلقات غیرالهی را کنار گذاشته و تنها به حقیقت الهی توجه میکند. در ادبیات فارسی نیز این واژه گاه برای ستایش صداقت، پاکی نیت و بیریایی افراد به کار میرود. از نظر ساختار زبانی، «اخلاصی» صفت نسبی است که ارتباط معنایی مستقیم با مفهوم اخلاص دارد و بر وابستگی به این فضیلت اخلاقی دلالت میکند. در متون فقهی و تفسیری، اخلاصی بودن عمل یکی از شرایط مهم قبولی عبادات دانسته شده است. این واژه همچنین در توصیف شخصیتهای دینی و معنوی که زندگی خود را بر پایه صدق نیت بنا کردهاند، کاربرد فراوان دارد. به طور خلاصه، این کلمه به معنای هر امر یا شخصی است که دارای نیت پاک، خالص و دور از هرگونه ریا و انگیزه غیرالهی باشد.
اخلاصی
لغت نامه دهخدا
اخلاصی. [ اِ ] ( ص نسبی، اِ ) قسمی درهم و شاید درهم اخلاصیه یعنی درهم قل هواللهی باشد: بدین یک بیت او را صدهزار درم اخلاصی داد. ( تاریخ بیهق ).
جمله سازی با اخلاصی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاه اسکندر و، تو آینه اخلاصی از تو بر شاه شود صورت احوال عیان
💡 عزم و اخلاصی بده تا معرفت گیرد کمال معرفت کامل چوشد اخلاص کاملتر شود
💡 پذیرفت آن دعا و حمد را شاه به اخلاصی که بود از دل بدو راه
💡 بیند آنرا که درون تیرهٔ بی اخلاصی سرب ریزد به گلو شحنهٔ حکمت چو تفک