لغت نامه دهخدا
بادیه نشینی. [ ی َ / ی ِ ن َ/ ن ِ ] ( حامص مرکب ) چادرنشینی. صحرانشینی. تبدّی.
بادیه نشینی. [ ی َ / ی ِ ن َ/ ن ِ ] ( حامص مرکب ) چادرنشینی. صحرانشینی. تبدّی.
[ویکی فقه] بادیه نشینی (قرآن). بادیه نشینی اسم مصدر بادیه نشین (اعرابی) همان بیابان نشین است. بادیه نشین در احکام با شهرنشین و روستانشین یکسان است، مگر مواردی که به سبب اختلاف طبیعت زندگی بادیه نشینی با شهرنشینی و مانند آن حکم بادیه نشین متفاوت شده است.
بادیه در لغت به معنای صحرا، بیابان و سرزمینی است که ساکن دائمی نداشته باشد. بادیه نشینی نیز به معنای چادرنشینی و صحرانشینی است. در این مدخل از واژه «الاعراب»، «البدو» و از جمله «لم نجعل لهم من دونها سترا» استفاده شده است.
آثار بادیه نشینی
← عدم آگاهی از احکام الهی
۱. ↑ فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، ج۸، ص۸۳، «بدء»، «بدو».
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرد بادیه نشینی، کوزهای آب برای خلیفه پیشکش میآورد، اما مشاهده رود دجله، شگفت زده و خشمگین میشود و خلیفه را با خود به بادیه میخواند، تا او از نزدیک، رنج و سختی مردمان بادیهنشین را ببیند و …
💡 دوحه به عنوان یک شهر مدرن و پویا ساخته شده بر روی ریشههای فرهنگی عمیق از میراث فرهنگی بادیه نشینی خود است.