ایوه
مترادفها
آری، بله
متضادها
نه
لغت نامه دهخدا
ایوه. [ وَ ] ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای 6گانه بخش ایذه شهرستان اهواز است. این دهستان در قسمت جنوب باختری ایذه واقع است و از 22 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل یافته و جمعیت آن در حدود 1500 تن است و قراء مهم آن آب غار، کارتا و لاگل زار است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
ایلی از طوایف ترک بوده است که میان بغداد و همدان سکونت داشتتند و آن از بزرگترین ایلهای ترک بود و بزرگ ایشان سلیمانشاه در تاریخ معروف است. وی در محاصره بغداد سپهسالار لشکر خلیفه بود و پس از گشادن آن شهر به فرمان هولاکو خان کشته شد. توضیح منسوب بدان [ ایوایی ] است.
نام یکی از دهستانهای ۶ گانه بخش ایذه شهرستان اهواز است.
جمله سازی با ایوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک سال بعد نسل جدیدی از فیلمسازان سوئیسی در این جشنواره ظهور کردند که از میان آنها میتوان به میشل سوتر، ایوه یرسین، فرانسیس ریوسر، کلود چمپیون، کلمنس کلوپفنشتاین، آلن تانر و فردی مورر اشاره کرد. از میان این افراد آلن تانر با فیلم شارل، مرده یا زنده توانست یوزپلنگ طلایی را به صورت مشترک با سه فیلم دیگر بهدست آورد. تانر فیلمش را در واکنش به حوادث می ۱۹۶۸ ساخته بود. این برای اولین بار بود که جایزه اصلی جشنواره به یک فیلمساز سوئیسی تعلق میگرفت.
💡 سلطان جلالالدین بر اساس آنچه استاد مینوی اشاره کردهاست، دارای چهار فرزند بودهاست. یک فرزند سه سالهٔ او به نام قیقمار شاه یا قیقمار که از خواهر شهابالدین سلیمان شاه، حاکم ایوه زاده شده بود. این زن را خوارزمشاه پس از مراجعت از هند و هجوم به بغداد، در راه خود به آذربایجان به همسری گرفتهاست. نام این زن ملکه خاتون بود. (به نظر میرسد ملکه خاتون عنوان کلی زنان شاه بودهاست؛ زیرا در چند مورد این عنوان به همسران سلطان داده شدهاست)