اکبری

اکبری یک صفت نسبی در زبان فارسی است که به معنی «منسوب به اکبر» به کار می‌رود و نشان می‌دهد چیزی یا کسی به فردی با نام یا لقب «اکبر» وابسته، مربوط یا منتسب است. این واژه معمولاً برای بیان نسبت خانوادگی، فکری، مذهبی یا تاریخی استفاده می‌شود. در کاربرد اسمی نیز «اکبری» می‌تواند نام خانوادگی باشد و به افرادی اطلاق شود که نَسَب، تبار یا پیشینه خانوادگی آنان به شخصی به نام اکبر بازمی‌گردد، که این نوع نام‌گذاری در فرهنگ ایرانی و اسلامی رایج است. از نظر تاریخی، «اکبری» گاه به اشخاص، آثار یا دوره‌هایی نسبت داده می‌شود که با فردی مشهور به نام اکبر ارتباط دارند؛ برای نمونه در تاریخ هند، اصطلاح «دوران اکبری» به دوره حکومت اکبرشاه گورکانی اشاره دارد. در متون دینی و عرفانی نیز این واژه ممکن است برای اشاره به مکتب فکری یا دیدگاهی به کار رود که به شخصیتی با لقب یا نام اکبر منسوب است و از اندیشه‌ها یا آموزه‌های او پیروی می‌کند. از لحاظ زبانی، این کلمه با افزودن «یِ نسبت» به واژه «اکبر» ساخته شده است و این ساخت در فارسی برای بیان وابستگی، تعلق یا انتساب بسیار رایج و شناخته‌شده است.

لغت نامه دهخدا

اکبری. [ اَ ب َ ] ( ص نسبی، اِ ) منسوب به اکبر. ( یادداشت مؤلف ). || یک قسم پول طلایی در هندوستان. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

منسوب به اکبر یا یک قسم پول طلایی در هندوستان.

جمله سازی با اکبری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنکه پیش همت او می کند بیشی کمی آنکه در جنب شکوهش اکبری کرد اصغری

💡 چه اکبری که به ماه رخش گشودی چشم هر آنکه یاد ز رخسار مصطفی می‌کرد

💡 اولین والی دایکندی سرور دانش بود. سپس جان‌محمد اکبری، سلطان‌علی ارزگانی، قربان‌علی ارزگانی، عبدالحق شفق، معصومه مرادی، محمود بلیغ، سید انور رحمتی و محمد ضیا همدرد و خانم رشیده شهیدی در این ولایت کار کردند.