لغت نامه دهخدا
اونیفرم. [ ف ُ ] ( فرانسوی، اِ ) لباسی که همه به یکسان پوشند. متحدالشکل. ( فرهنگ فارسی معین ).
اونیفرم. [ ف ُ ] ( فرانسوی، اِ ) لباسی که همه به یکسان پوشند. متحدالشکل. ( فرهنگ فارسی معین ).
لباس رسمی و متحدالشکل، اعضای یک سازمان یا گروه و امثال آن ها.
متحدالشکل، مانندهم، یک نواخت، لباس رسمی و متحدالشکل، لباس یکجور
(صفت ) لباسی که همه بیکسان پوشند متحدالشکل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این دسته در عهد پادشاهان پیشین قاجار قدر و منزلت بسیار داشتند و شامل عدهای محدودی از افرادی است که قد کوتاه و اونیفرم نارنجی با یراقهای سرخ و سبز دارند و بر شتر سوارند و توپهای گردانی را که در عقب سر آنهاست، شلیک میکنند. در عهد فتحعلیشاه این دسته پیوسته هنگامی که شاه سوار بر اسب یا از آن پیاده میشد، سلام سلطانی شلیک مینمودند و با آن که هنوز روی کاغذ وجود دارند، این گروه از کار افتاده و به کلی عاطل و باطل دیر یا زود از بین خواهند رفت و تردیدی هم نیست که دیگر درصدد تهیه و تجهیز آن برنخواهند آمد". (لرد کرزن، ۷۶۶:۱۳۶۲)
💡 ۲۹ نفر در حمله شورشیان ملبس به اونیفرم ارتش عراق در نزدیکی بغداد کشته شدند. سیانان