اوانک
لغت نامه دهخدا
اوانک. [ ] ( اِخ ) دهی است جزو دهستان الموت بخش معلم کلایه شهرستان قزوین دارای 559 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و مکاری گری است. بیشتر سکنه آن زمستانها برای تأمین معاش به تنکابن میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
اوانک. [ ] ( اِخ ) دهی است جزو دهستان وسط بخش طالقان شهرستان تهران دارای 357 تن سکنه. مقبره شعیب ابن صالح از مشایخ معروف در این ده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
جمله سازی با اوانک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تاتها ساکنین روستای اوانک هستند. روستای تاتنشین دیگری با همین نام در طالقان وجود دارد.
💡 و الدعوی و الدعا واحد. همه آن ویل میخواندند بر خود که: «یا وَیْلَنا»، یعنی و قالوا للویل، تعال فهذا اوانک کقولهم یا عجبا، فیدعون العجب معناه یا عجب.