لغت نامه دهخدا
اهل شهود. [ اَ ل ِ ش ُ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اهل کشف. مقابل اهل عیان.
اهل شهود. [ اَ ل ِ ش ُ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اهل کشف. مقابل اهل عیان.
اهل کشف. مقابل اهل عیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حق نیست عیان ز دیده اهل شهود پیدا شو و بین که هر چه پیداست خداست
💡 جهان نیز در چشم اهل شهود سرابی است کش بود نه جز نمود
💡 آن بزرگ آینه کز آن ببر اهل شهود طلعت شاهد غیبی شده مشهود دل است
💡 صورت او که نزد اهل شهود عین معنی است در مقام عیان
💡 گر غیر روی یار ببینند در وجود اهل شهود در خور جرم و خیانتند