انسه
مترادفها
خانم، دوشیزه
لغت نامه دهخدا
( آنسه ) آنسه. [ ن ِ س َ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث آنِس. زنی نیکوحدیث. طیّبةالنفس. ج، اَوانِس. || در تداول عربی امروز، به معنی دخترخانم، بانوچه بکار است.
( انسة ) انسة. [ اَ ن َ س َ ] ( ع مص ) اَنَس. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به انس ( مص ) شود. || ( اِمص ) بی پژمانی و الفت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
( آنسه ) [ ع. آنسة ] (اِفا. ) مؤنث آنس، زن نیکو، خانم. ج. اوانس، آنسات.
فرهنگ فارسی
( آنسه ) ( اسم ) ۱ - موئ نث آنس ۲ - زن نیکو خانم جمع: اوانس آنسات.
مونث آنس، زن پاکیزه خو، به معنی دخترخانم هم گویند
انس. بی پژمانی و الفت
فرهنگ اسم ها
اسم: آنسه (دختر) (عربی) (تلفظ: ānese) (فارسی: آنِسه) (انگلیسی: anese)
معنی: زن نیکو، دختر خانم، زن نیکو زبان، انس گیرنده، همنشین نیکو، ( مؤنث آنس )، مانوس، خو گیرنده
جمله سازی با انسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از ابن عباس روايت شده كه گفت: انسه، غلامرسول خدا (صلى الله عليه و آله ) نيز در جنگ بدر كشته شد، و نيز روايت شده كه معاذبن ماعص در جنگ بدر جراحتى برداشت، و در مدينه از همان جراحت درگذشت، و نيز ابنعبيد بن سكن (در نسخه اى ديگر عبيد بن سكن ) در اين جنگ جراحت برداشت و به همان وسيلهاز دار دنيا رفت.