اندهمند

لغت نامه دهخدا

اندهمند. [ اَ دُ م َ ] ( ص مرکب ) اندوهمند. غمگین. با اندوه: کارهای اندهمند افتاد تا از طعام بازایستادند. ( التفهیم ص 247 ).

فرهنگ عمید

= اندوهمند

جمله سازی با اندهمند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دید بر خاک آن دو اندهمند سر کشیده یکی درخت بلند

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز