یک ترکیب فعلی مرکب در زبان فارسی است که در لغتنامه دهخدا و فرهنگ فارسی معین، به معنای اصلی نصیحت کردن و پند گفتن تعریف شده است. این عبارت، ریشه در سنت دیرینهٔ انتقال دانش اخلاقی، تجربی و راهنماییهای سودمند از سوی خردمندان، بزرگان، یا والدین به نسلهای جوانتر دارد. در بافتار سنتی، اندرز نه صرفاً یک پیشنهاد ساده، بلکه حکمتی ژرف و تجربهمحور است که برای هدایت فرد در مسیر درست زندگی و اجتناب از خطاها ارائه میگردد. بنابراین، اندرز دادن فراتر از گفتگوست؛ عملی است برای انتقال چکیده تجربیات حیات به بهترین شکل ممکن.
گسترش معنایی اندرز دادن در فرهنگ ایرانی به حوزههای وسیعتری از پند و موعظه تعمیم مییابد. این عمل شامل هرگونه تذکر سازنده، ارائه راهکار عملی برای حل یک معضل، یا روشنگری در باب مسائل اخلاقی و اجتماعی است. در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در متون تعلیمی و حکمی مانند «قابوسنامه» یا «گلستان سعدی»، جایگاه ویژهای برای «اندرز» قائل بودهاند؛ جایی که این کلمات نه فقط برای شنونده، بلکه برای جاودانگی حکمت گوینده نیز به کار میرفت. در بافتار امروزی، هرچند ممکن است لحن آن رسمیتر شده و به مشاوره یا راهنمایی تخصصی تغییر یابد، اما هسته اصلی آن که همان ارائه مسیر شفاف برای بهبود وضعیت است، دستنخورده باقی مانده است.