لغت نامه دهخدا
انحل. [ اَ ح َ ] ( ع ص ) بزرگ شکم. ( مصادر زوزنی ) ( از یادداشت مؤلف ).
انحل. [ اَ ح َ ] ( اِخ ) شهری است از دیار بکر. ( از معجم البلدان ).
انحل. [ اَ ح َ ] ( ع ص ) بزرگ شکم. ( مصادر زوزنی ) ( از یادداشت مؤلف ).
انحل. [ اَ ح َ ] ( اِخ ) شهری است از دیار بکر. ( از معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (يا كميل لست و الله متملقا حتى اطاع ولا ممنيا حتى لا اعصىولا مائلا اطعام الاعراب حتى انحل امرة المومنين وادعى بها).