لغت نامه دهخدا
انجدانی. [ اَ ج ُ ] ( ص نسبی ) منسوب است به انجدان که گمان میکنم نوعی تخم باشد. || ( اِخ ) ابوعثمان سعیدبن محمدبن سعید انجدانی از مردم بغداد و صدوق بود. در شوال 285 هَ.ق. درگذشت. ( از انساب سمعانی ورق 50 ب ).
انجدانی. [ اَ ج ُ ] ( ص نسبی ) منسوب است به انجدان که گمان میکنم نوعی تخم باشد. || ( اِخ ) ابوعثمان سعیدبن محمدبن سعید انجدانی از مردم بغداد و صدوق بود. در شوال 285 هَ.ق. درگذشت. ( از انساب سمعانی ورق 50 ب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جلسات هفتگی او در شبهای شنبه، محلی برای بیان احکام و ذکر مصیبت امامان شیعه بویژه حضرت امام حسین(ع) بود و افراد زیادی در آن شرکت می کردند. از آنجمله: آیتالله درّودی، آیتالله شیخ بهاءالدین صدوقی، ادیب سمیعی، انجدانی، عماد شیرازی، مبرهن. حاج محمد مرشدی و حاج مهدی آصفی، و در دورهای کوتاه نیز محسن طاهری در آن جلسات، مداحی و ذکر مصیبت می کردند.