انتشاء
لغت نامه دهخدا
انتشاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بوی خوش کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || مست گشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( تاج المصادر بیهقی ). || انتشاء عظم؛ به شدن شکستگی استخوان. ( یادداشت بخط مؤلف ).
جمله سازی با انتشاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز حیث انتشاء کل اسماء از او گر باز دانی سر انشاء
💡 شدت گر منهج اول به نیت بود آن انتشاء واحدیت