لغت نامه دهخدا
( آموریان ) آموریان. ( اِخ ) قومی از سوریان که نسب به کنعان بن نوح می رسانیدند و در میان اردُن و بحر متوسط مسکن داشتند و سپس درصدد توسعه مملکت خویش برآمدند و سرانجام تمام باشان را متصرف شدند.
( آموریان ) آموریان. ( اِخ ) قومی از سوریان که نسب به کنعان بن نوح می رسانیدند و در میان اردُن و بحر متوسط مسکن داشتند و سپس درصدد توسعه مملکت خویش برآمدند و سرانجام تمام باشان را متصرف شدند.
💡 شاید نخستین نمونه این پدیده را بتوان چهار هزار سال پیش در امپراتوری اموریان حاکم بر میان رودان یافت؛ قانون حمورابی که مجموعهای از فرامین لازمالاجرا بود و به دستور حمورابی بر روی سنگی حک شده و در گذرگاه اصلی آمد و شد مردم در شهر بابل قرار داده شده بود.
💡 سرزمین شام از سپیدهدم تاریخ گهوارهٔ تمدن بودهاست. تمدنهایی چون تمدن آرامیان، سریانیان، کنعانیان، فنیقیان، هوریان، اموریان و بسیاری دیگر در این سرزمین پدید آمدهاند و کتاب تاریخ را ستبرتر کردهاند.
💡 ابراهیم از بزرگان اموریان در اواسط دوران تجدید حیات سوم اور ظهور کرد.