واژهٔ امام از ریشهٔ «ا م م» به معنای اصل و مرجع اشتقاق یافته و در تمامی کاربردهای متنوع خود، اشاره به شخص یا چیزی دارد که مورد توجه قرار گرفته و به شکلی از آن پیروی میشود. این واژه در معانی گوناگونی مانند جاده، ریسمان بنایی، رهبر و پیشوای گروهی از مردم به کار رفته است. برخی از پژوهشگران لغت قرآن، کاربردهای مختلف امام را در پنج معنای اصلی طبقهبندی کردهاند: رهبر، دفتر اعمال انسانها، لوح محفوظ، کتاب تورات، و راه اصلی و مرکزی. این تنوع معنایی، نشاندهندهٔ غنای مفهومی و اهمیت این واژه در زبان عربی و متون دینی است.
واژهٔ مبین از ریشهٔ «بیان» به معنای کشف و ظهور مشتق شده و با کلمات «بَوْن» به معنای تفاوت و «بَیْن» به معنای وصل و فراق همخانواده است. پیوند معنایی این سه مفهوم را میتوان اینگونه تبیین کرد که کشف و ظهور هر پدیده، عموماً از طریق بیان تفاوتها و تشابههای آن با دیگر پدیدهها حاصل میشود. دو واژهٔ «مُبین» و «بیّن» تقریباً هممعنا هستند؛ اما «مبین» از تأکید بیشتری برخوردار بوده و علاوه بر ظهور و انکشاف، دلالت بر حالت اظهار و کاشفیت برای دیگر اشیا نیز دارد. از این رو، گاه تنها از جنبهٔ ذاتپذیر (لازم) آن نظر شده و گاه با در نظر گرفتن جنبهٔ متعدی آن به کار میرود.
تعبیر «امام مبین» دو بار در قرآن کریم به کار رفته است. بار نخست در آیات ابتدایی سورهٔ یس، پس از توصیف گمراهی و عناد کافران در برابر پیامهای الهی، خداوند از علم جامع خویش به اعمال و آثار گذشتگان یاد میکند: «... و نَکتُبُ ما قَدَّموا وءاثرَهُم و کُلَّ شَیء اَحصَینهُ فی اِمام مُبین». اکثر مفسران، امام مبین را در این آیه به لوح محفوظ تفسیر کردهاند که در آیات دیگر با عناوینی مانند امّ الکتاب و کتاب مبین از آن یاد شده است. با این حال، در تعریف دقیق آن اختلافنظر وجود دارد؛ برای نمونه، برخی آن را حاوی اعمال و آثار انسانها و حتی همهٔ موجودات دانسته و فرشتگان را موظف به عمل مطابق آن میدانند. گروه دیگری از مفسران، با استناد به بخش نخست آیه «و نَکتُبُ ما قَدَّموا و ءاثرَهُم»، امام مبین را به معنای نامهٔ اعمال آدمیان تفسیر کردهاند، دیدگاهی که در برخی روایات شیعی نیز انعکاس یافته است. بار دوم استفاده از این تعبیر، در ارتباط با نزول عذاب بر دو شهر قوم لوط و شعیب است که جنبهای دیگر از مفهوم امام مبین را در قرآن نمایان میسازد.