ام دم

لغت نامه دهخدا

ام دم. [ اُم ْ م ِ دَ ] ( ع اِ مرکب ) تفرق. الاتصال یا شقی که اندر شریان افتد و خون که اندر فضا که حوالی او باشد گرد آید و هرگاه که دست بر وی نهند بجای باز شود و نیز انفجاری که از شریان باشد. ( از ذخیره خوارزمشاهی ). بیت الدم. ( ذخیره خوارزمشاهی ). در ذخیره خوارزمشاهی ام الدم با الف و لام است.

فرهنگ فارسی

تفرق الاتصال یا شقی که اندر شریان افتد و خون که اندر فضا که حوالی او باشد گرد آید.

دانشنامه عمومی

ام دم یک منطقهٔ مسکونی در چاد است که در Ouaddaï Region واقع شده است.
ام دم ۴۴۳ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
ام دم (سودان). ام دم ( به عربی: أم دم ) یک منطقهٔ مسکونی در سودان است که در کردفان شمالی واقع شده است.

جمله سازی با ام دم

💡 عرفی لب معنی ام دم از نور زند آتش به نهاد شجر طور زند

💡 ز بسکه همچو فغانی کشیده ام دم سرد اثر نماند ز من، سوختم، هلاک شدم

💡 دمساز نی شدم که بنالم چو شد بلند آهنگ ناله ام دم نی کرد کوتهی

بررسی یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز