الغنم
مترادفها
گوسفندان، میشها، چهارپایان
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
غنم (۹ بار)
(بر وزن فرس) گوسفند.. و از گاو و گوسفند بر یهود پیه آنها را حرام کردیم. آن عصای من است، بر آن تکیه میکنم، با آن برگها را برای گوسفندانم تکانم میدهم، این لفظ شامل مطلق گوسفند و بز است و از خود مفرد ندارد، واحد آن شاة است.
جمله سازی با الغنم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بئر الغنم (به عربی: بئر الغنم) یک منطقهٔ مسکونی در لیبی است که در استان زاویه واقع شدهاست. بئر الغنم ۳٬۳۷۵ نفر جمعیت دارد.
💡 در كتاب (لسان العرب ) جلد دوازدهم مى خوانيم (والغنم الفوز بالشى ء من غيرمشقة... و الغنم، الغنيمة و المغنم الفيى ء... و فى الحديث الرهن لمن رهنه له غنمه و عليهغرمه، غنمه زيادته و نمائه و فاضل قيمته... و غنم الشى ء فاز به...:
💡 و در كتاب (تاج العروس ) جلد نهم مى خوانيم (و الغنم الفوز بالشيى ء بلا مشقة): (غنيمت آن است كه انسان بدون زحمت به چيزى دست يابد).
💡 سپس مى فرمايد: پيه و چربى موجود در بدن گاو و گوسفند را نيز بر آنها حرام كردهبوديم (و من البقر و الغنم حرمنا عليهم شحومهما).