لغت نامه دهخدا
افکنیده. [ اَ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف ) افکنده. رجوع به افکنده شود.
افکنیده. [ اَ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف ) افکنده. رجوع به افکنده شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرچند چون اشکم ز چشم افکنیده ای جان و جهان از جان منم چون ماه نو پیوسته چون ابروی تو
💡 پرده بردار ای محمد را وجود جسم و جانش افکنیده در سجود