افسردنی

متضادها

شادکننده، دلپذیر، خوش‌آیند

لغت نامه دهخدا

افسردنی. [ اَ س ُ دَ ] ( ص لیاقت ) آنچه قابلیت افسردن در آن باشد.

فرهنگ فارسی

آنچه قابلیت افسردن در آن باشد

جمله سازی با افسردنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بستیم ازتعلق بر دوش فطرت آخر افسردنی که گویی یکسر جماد بودیم

💡 مباد افسردنی دامان جولان طلب گیرد درتن وادی بیا منشین ‌که در راه است منزل هم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران