لغت نامه دهخدا
اصلاح نمودن. [ اِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) اصلاح کردن. اعباش. ( منتهی الارب ). رجوع به اصلاح کردن شود.
اصلاح نمودن. [ اِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) اصلاح کردن. اعباش. ( منتهی الارب ). رجوع به اصلاح کردن شود.
اصلاح کردن اعباش
💡 زیاد نمودن ارتفاع سد برای افزایش حجم مخزن که از ۵۰۰ میلیون متر مکعب آب به ۲۹۰ میلیون متر مکعب آب رسیده بود، بسیار سخت بنظر میرسید. این مرحله مستلزم بلند بردن دیوار سد به ارتفاع ۸ متر، اصلاح نمودن خصوصیات ساختاری، هایدرولیکی، الکتریکی، و آبریزهها بودهاست. کار آغاز پروژه توسط مهندسان ارتش ایالات متحده آغاز شده اما بعد از مدتی بخاطر مسائل مالی با دولت افغانستان متوقف شد.