اشکستان
مترادفها
اشکبار
لغت نامه دهخدا
اشکستان. [ اَ ک ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش حومه شهرستان نایین واقع در ده هزارگزی جنوب نایین متصل به راه مالرو ارجوغ به نایین. محلی کوهستانی و معتدل است و سکنه آن 103 تن میباشد که پیرو مذهب شیعه اند و بزبان فارسی سخن میگویند. آب آن از قنات است و محصول ده غلات و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان کرباس بافی است. در فصل خشکی اتومبیل میتوان به ده برد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از بخش حومه شهرستان نایین واقع در ده هزار گزی جنوب نایین متصل براه مالرو ارجوغ به نایین. محلی کوهستانی و معتدل است.
دانشنامه عمومی
اشکستان یک روستا در ایران است که در استان اصفهان واقع شده است.
جمله سازی با اشکستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ، ۶۹ - برومند، ۷۰ - یکدرخت، ۷۱ - نصرآباد، ۷۲ - چوبیآباد، ۷۳ - اشکستان، ۷۴ -
💡 شاعر در قطعهای بسیار غمانگیز، از اشکستان مردمی سخن میگوید که در اثر ظلمهای بیرحمانه حاکمان، دچار رنج و اندوهی عمیق و جبرانناپذیر شدهاند.
💡 آن کتاب قدیمی، گویی اشکستان تمام کسانی بود که در طول تاریخ با تبعیض و نابرابریهای اجتماعی دست و پنجه نرم کرده و در تنهایی رنج کشیدهاند.
💡 با خواندن آن روایت تلخ از جنگ و ویرانی، ناخودآگاه احساس کردم که با اشکستان و دریای اشکهای بیشماری روبرو هستم که از قلب مظلومان میجوشد.