اشاق

لغت نامه دهخدا

اشاق. [ اَ ] ( اِ ) غلام بچه و پسر ساده. ( برهان ).
اشاق. [ اُ ] ( ترکی، اِ ) کودک. طفل. ( برهان ). اوشاق. وشاق. رجوع به وشاق شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - پسر. ۲ - غلام.
کودک. طفل

جمله سازی با اشاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه اشاق قلعه مربوط به سده‌های میانه دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان ملایر، بخش جوکار، دهستان ترک غربی، روستای اشاق قلعه واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۶۲۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.