ازباب

ازباب یکی از واژه‌هایی است که در زبان فارسی به معنای «به سبب» یا «به خاطر» استفاده می‌شود. این واژه در متون ادبی و رسمی کاربرد فراوانی دارد و می‌تواند به توضیح و تبیین علت و دلیلی برای وقوع یک پدیده یا عمل بپردازد. به عنوان مثال، در جملاتی که نیاز به بیان علت یک تصمیم یا رفتار دارند، می‌توان از این واژه بهره برد. استفاده از ازباب می‌تواند به متن عمق بیشتری ببخشد و ارتباط بهتری میان جملات برقرار کند. این واژه به ویژه در متون حقوقی، علمی و ادبی به کار می‌رود و به نویسنده کمک می‌کند تا مفهوم مورد نظر خود را به شکل واضح‌تری بیان کند. ازباب، به نوعی نشان‌دهنده‌ی پیوند میان علت و معلول است و به همین دلیل در مباحث تحلیلی و توجیهی بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد. در کل، استفاده از ازباب می‌تواند به غنای زبان و بیان کمک شایانی کند و آن را از سادگی خارج سازد.

لغت نامه دهخدا

ازباب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ زُب.
ازباب. [ اِ ] ( ع مص ) نزدیک بفروشدن آفتاب. قریب بغروب کردن آفتاب: ازبت الشمس. || مویز کردن انگور را: اَزَب َّ العنب. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

نزدیک بفرو شدن آفتاب مویز کردن انگور

جملاتی از کلمه ازباب

یکی مرد بد گوهر ازباب ومام که او بد یزید بن معقل به نام
مرا دیدن مرگ او تاب نیست جز او یادگاریم ازباب نیست
ددی بود پرورده ازباب ومام که خود صالح بد گهر داشت نام
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم