ادا کردن

لغت نامه دهخدا

اداکردن. [ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بگزاردن. توختن. پرداختن ( دین و مانند آن ). تأدیه کردن. دادن. تسلیم کردن. کارسازی کردن. واپس دادن. قضا کردن. تقضیه. وفا. ایفاء. موافات. استیفا کردن: پس بجای آورد رسالت را و ادا کرد امانت را. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 308 ).
- ادا کردن حق کسی را؛ گزاردن حق او:
دولت حقوق من بتمامی ادا کند
هرگه که پیش شاه مدیحی ادا کنم.مسعودسعد.- ادا کردن دین؛ گزاردن و پرداختن و توختن وامی را:
قرض است کرده های بدت نزد روزگار
تا در کدام روز که باشد ادا کند.؟ || بجای آوردن. گزاردن عبادت چون نماز:
کند بقبله تازی ز بهر کدیه نماز
بدل بقبله دهقان کند نماز ادا.سوزنی.|| مقابله کردن. مقابله بمثل کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - گزاردن بجا آوردن عمل کردن اجرا کردن. ۲ - پرداختن تائ دیه کردن.

جمله سازی با ادا کردن

💡 توان صیقل بهای تیغ قاتل هم ادا کردن اگر فصاد را در دهر مزد نشتری باشد

💡 «ما صدای کسانی هستیم که بی صدایند. ما اینجا هستیم تا جهان چشمانش را به روی دردها و جنگ‌ها نبندد. من این جایزه را به کسانی تقدیم می‌کنم که در نبرد برای جهانی بهتر حتی از ادا کردن جان خود نیز دریغ نکردند. هم‌چنین این جایزه را به شهروندان ایرانی تقدیم می‌کنم. مبارزان بی‌نام و نشان راه آزادی که توانستند از طریق تلفن‌های همراه‌شان تصویرهایی را به عنوان سند و مدرک ثبت کنند!»

💡 مردم زیباشهر به زبان فارسی با گویش محلی صحبت می‌کنند، گویش مردم از لحاظ واژگان مثل لهجه اصفهانی و از لحاظ ادا کردن مثل لهجه دهاقان و مبارکه است.

💡 فریاد که بستند بر این هستی باطل یک گردن و صد رنگ ادا کردن حق‌ها

💡 تکلم: فرایند پردازش و آماده‌سازی، ادا کردن اواها و ایجاد صدا، فهمیدن، سازمان‌دهی و ترتیب‌بندی ایده‌ها.

💡 نحوهٔ تلفظ واکه‌ها در زبان انگلیسی در لهجه‌های متفاوت بسیار متغیر است. این تفاوت در نحوه ادا کردن حروف صدادار یکی از عمیق‌ترین تفاوت‌های لهجه‌های متفاوت زبان انگلیسی است.

پیل یعنی چه؟
پیل یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز