لغت نامه دهخدا
اثرط. [ اَ رَ ] ( اِخ ) ابن شم ( و شهم نیز گویند ) ابن طورک بن شیداسب بن ثور بن جمشید. رجوع بمجمل التواریخ و القصص ص 25 شود.
اثرط. [ اَ رَ ] ( اِخ ) ابن شم ( و شهم نیز گویند ) ابن طورک بن شیداسب بن ثور بن جمشید. رجوع بمجمل التواریخ و القصص ص 25 شود.
💡 درِ گنج اثرط سبک باز کرد سپه را به نزل و علف ساز کرد
💡 سران سپه و اثرط سرافراز به صد لابه بردندش از پیش باز
💡 گشاد اثرط از بهر جفت پسر یکی گنج یاقوت و دُر سر به سر
💡 گریزندگان نزد اثرط به درد رسیدند پرخون و پرخاک و گرد
💡 سراسیمه ماندند زاول سپاه به اثرط نمودند هر گونه راه