مشعشعیان

خاندان مشعشعیان، که با نام آل مشعشع نیز شناخته می‌شوند، دودمان حاکم بر بخش‌هایی از خوزستان، بصره، بهبهان و کهگیلویه در بازه زمانی ۸۴۵ تا ۱۱۵۰ هجری قمری بودند. ریشه این خاندان به محمد بن فلاح می‌رسد که از نوادگان امام موسی کاظم (ع) محسوب می‌شد و در حدود سال ۸۴۰ق با ادعای مهدویت قیام کرد و به «مشعشع» ملقب گردید. در اواخر نیمه اول قرن نهم هجری تا اوایل قرن دهم هجری، این خاندان توانستند به صورت مستقل بر مناطق ذکر شده حکومت کنند و نفوذ قابل توجهی کسب نمایند. نقطه اوج استقلال آن‌ها توسط شاه اسماعیل اول صفوی پایان یافت، هرچند که بقایای حکومت آن‌ها در منطقه هویزه و نواحی اطراف، تا سال ۱۱۵۰ق به عنوان فرمانروایان تابع حکومت صفویه ادامه یافت تا سرانجام با قدرت گرفتن نادرشاه افشار، این حکومت نیز به طور کامل منقرض گردید.

پس از درگذشت بنیان‌گذار، محمد، در سال ۸۷۰ق، پسرش محسن و سپس فرزندان او، علی و ایوب، به جایگاه امارت رسیدند. اما در سال ۹۱۴ق، این سه تن به دستور شاه اسماعیل صفوی به قتل رسیدند و بدین ترتیب سلطه مستقیم خاندان بر مرکز خوزستان پایان پذیرفت. با این حال، شاه اسماعیل بخش هویزه و غرب خوزستان را به فلاح، یکی دیگر از پسران محسن، واگذار کرد. از آن پس، فرزندان او نظیر بدران، سجاد و زنبور در این منطقه حکومت کردند. در دوره جانشینی، مبارک، پسرعموی آنان، قیام کرد و تا سال ۱۰۲۵ق عنوان امیر را حفظ نمود. پس از او، پسرش سیدناصر و برادرزاده‌اش راشد به امارت رسیدند. با اوج‌گیری اختلافات داخلی در خاندان از سال ۱۰۲۹ق، شاه عباس اول صفوی، منصور (برادر مبارک) را به امارت منصوب کرد.

در پی انتصابات صفوی، از آن پس و تا سال ۱۰۹۷ق، افرادی چون محمد، برکه، حیدر، عبدالله و فرج‌الله (فرزندان علی) به تناوب و با تأیید پادشاهان صفوی (از جمله شاه عباس اول و دوم و شاه صفی) بر این منطقه حکم راندند. فرج‌الله در سال ۱۱۰۹ق موفق به فتح بصره به فرمان شاه سلطان حسین صفوی شد، هرچند که در سال ۱۱۱۱ق عزل گردید و عمویش، هیبت، جایگزین او شد. خاندان مشعشع تا سال ۱۱۳۲ق به صورت متناوب به امارت رسیدند. در بحبوحه شورش افغان‌ها، محمد بن عبدالله چندین بار به سلطان حسین خیانت کرد و متعاقباً توسط محمود افغان به امارت رسید و نادرشاه نیز او را ابقا نمود. سرانجام نادرشاه در سال ۱۱۴۵ق با تصرف هویزه، حکومت مشعشعیان را برانداخت و در ۱۱۵۰ق حاکمان دیگری را منصوب کرد. اگرچه آخرین والی برجسته این خاندان، مطلّب، در اواخر عهد نادر قیام کرد، اما پس از او دیگر نتوانستند قدرت و نفوذ سابق را احیا کنند، هرچند که تأثیرگذاری آن‌ها تا اواخر دوره قاجار بر ناحیه هویزه باقی بود.

دانشنامه آزاد فارسی

مُشَعْشَعیان (۸۴۵ ـ۱۱۵۰ق)
(یا: آل مشعشع) خاندان حاکم خوزستان (۸۴۵ـ۱۱۵۰ق). از غلات شیعه، منسوب به محمد بن فلاح از اعقاب امام موسی کاظم (ع) ملقب به مشعشع که در حدود سال ۸۴۰ق به ادعای مهدویت برخاست. مشعشعیان در اواخر نیمۀ اول قرن ۹ تا ابتدای قرن ۱۰ق در خوزستان، بصره، بهبهان و کهگیلویه به صورت مستقل حکومت کردند و تا ۱۱۵۰ق نیز به صورت فرمانروایان تابع صفویان در هویزه و اطراف آن بودند. استقلال آن ها توسط شاه اسماعیل اول صفوی از بین رفت و حکومت ایشان در خوزستان نیز توسط نادر شاه برافتاد. پس از وفات محمد در ۸۷۰ق، پسرش محسن و سپس پسران او علی و ایوب به امارت رسیدند. با قتل ایشان توسط شاه اسماعیل در ۹۱۴ق حکومت این خاندان در خوزستان به پایان رسید. وی حکومت هویزه و غرب خوزستان را به فلاح پسر دیگر محسن داد و از آن پس نیز فرزندان او بدران و سجاد و زنبور در این منطقه حاکم بودند. سپس مبارک پسرعموی آن ها قیام کرد و تا ۱۰۲۵ق امیر بود و بعد از او نیز پسرش سیدناصر و برادرزاده اش راشد به امارت رسیدند. از ۱۰۲۹ق اختلاف در بین خاندان مشعشع بالا گرفت. سرانجام شاه عباس اول صفوی، منصور، برادر مبارک، را امارت داد و از این پس تا ۱۰۹۷ق کسانی چون محمد، برکه، علی پسرعموی وی، حیدر، عبدالله، فرج الله پسران علی به تناوب از سوی شاه عباس اول و دوم و شاه صفی به امارت رسیدند. فرج الله در ۱۱۰۹ق به فرمان شاه سلطان حسین صفوی بصره را فتح کرد. وی در ۱۱۱۱ق عزل شد و عمویش هیبت امیر گردید. تا ۱۱۳۲ق نیز کسانی از این خاندان به تناوب امارت یافتند. گویا محمد بن عبدالله در فتنۀ افغان بارها به سلطان حسین خیانت کرد. او در ۱۱۳۵ق توسط محمود افغان امارت یافت و نادرشاه نیز او را ابقا کرد. در ۱۱۴۵ق نادر هویزه را گرفت و حکومت مشعشعیان را برانداخت و در ۱۱۵۰ق حکامی دیگر را به امارت آن جا گمارد. آخرین والی مهم این خاندان مُطلّب بود که در اواخر عهد نادر قیام کرد. پس از او خاندان مشعشع دیگر نتوانست قدرت و نفوذ سابق را در خوزستان به دست آورد. هرچند که تا اواخر دوره قاجاریه بر ناحیۀ هویزه حکومت داشتند.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] مهدویت، باوری صحیح و مسلم در نزد مسلمانان است که متاسفانه در طول تاریخ، از سوی برخی منحرفان و گمراه کنندگان مورد سوء استفاده قرار گرفته که یکی از آنها جنبش مشعشعیان، به رهبری سید محمد مشعشع بوده است.
برخی با دستاویز ساختن این باور و بهره گیری از جهل، فقر و آشفتگی وضعیت اجتماعی و سیاسی سرزمینهای اسلامی، در برهه هایی از تاریخ، سبب پیدایش فرق و مذاهب دروغین و حتی تشکیل دولتهایی شده اند. جنبش مشعشعیان، به رهبری سید محمد مشعشع نیز از جمله خیزش های قدرت طلبانه و منحرفی بود که بر اساس آموزه مهدویت در سده نهم، در منطقه بین النهرین و خوزستان شکل گرفت و توانست در این منطقه قدرت و دولتی بنیان نهد، به همین دلیل در این مقاله نیز سعی بر آن است تا به اختصار از دولت و عقاید ایشان گفته شود.
بنیان گذار جنبش مشعشعیان
سیدمحمد بن فلاح، از نوادگان امام کاظم (علیه السّلام)، در واسط عراق زاده شد. در طفولیت پدرش را از دست داده و با مادرش در تنگدستی زندگی می کرد. در چنین شرایطی بود که وی به مدرسه ابن فهد حلی، از علمای بزرگ امامیه، قدم نهاد و به فراگیری دانش دینی روی آورد. در هفت سالگی قرائت قرآن و مقدمات را آموخت و در مدرسه، تمام اوقاتش را به درس و مطالعه می گذراند و با جد و جهد تمام، در مدتی کوتاه به مراتب عالی در علم رسید تا آنجا که در غیاب استادش، ابن فهد، بجای او در کرسی تدریس قرار می گرفت. پس از ازدواج ابن فهد با مادر سید محمد و ازدواج وی با دختر ابن فهد، رابطه او با استادش بسیار نزدیکتر شد و وی به حریم خصوصی ابن فهد راه یافت. سید محمد، که در این زمان در علوم دینی و فقهی به مرحله بالایی رسیده بود، از ریاضتهای صوفیانه نیز غفلت نکرد تا آنجا که نزدیک به یک سال در مسجد کوفه معتکف شد، وی مدتی نیز از خانواده جدا شده در واسط مسکن گزید و همانجا نه تنها با سنتهای محلی و کرامات (خرق عادات) آشنا شد، بلکه به تیراندازی و ورزش نیز مشغول گردید و خود را برای رهبری مذهبی رزمجویانه ای آماده کرد. آغاز جدی دعوی نیابت مهدی از سوی محمد بن فلاح در ۸۴۰ ق (یکی دو سال پیش از فوت ابن فهد) را باید پس از دست یابی دزدانه وی به کتاب استادش ابن فهد بنام «علوم غریبه و عجیبه و کرامات مهیبه» دانست که از رهگذر آن، وی توانست بر برخی رموز و اسرار علوم غریبه آگاهی یافته و بر انجام کارهایی شعبده بازانه و جادو گرانه قادر شود.
← صدور حکم اعدام
درباره ادعاهای سید محمد نظرات مختلف است، آنگونه که از تنها کتاب باقی مانده اش «کلام المهدی» (این کتاب تا بحال چاپ نشده باقی مانده است و دو نسخه خطی از آن تاکنون شناخته شده، یکی نسخه مجلس و دیگر نسخه کتابخانه آیت الله مرعشی.) بر می آید؛ شاید او نمی خواسته زیاد از فقاهت و تصوف رسمی شیعیانه دور شود و زیاده روی و گزافه گویی هایی چون ادعای الوهیت و تخریب قبور ائمه (علیه السّلام) ظاهرا مربوط به مولا علی و زمانی بوده که وی بر جنبش مشعشعیان سیطره داشته است، شاید بهمین دلیل هم بوده که با مرگ مولا علی، جریان اعتدالگرایی و پرهیز از غلو در رهبران بعدی مشعشعیان جان تازه ای می گیرد. مهدویت، آموزه اساسی و شالوده اندیشه سیدمحمد به شمار می آید و این موضوع حجم زیادی از کتاب کلام المهدی را به خود اختصاص می دهد. سیدمحمد در همه جای کتاب کلام المهدی به زندگی، اصل و نسب، مادر و در کل، تفکرات شیعه در باب امام زمان (علیه السّلام) اشاره می کند و شرایط ظهور و مبارزات امام را بعد از ظهور با ظلم و ستم و بی عدالتی یادآور می شود. در مجموع، از این کتاب استفاده می گردد که وی غیبت و ظهور دوازدهمین امام شیعیان (علیه السّلام) را منکر نیست، اما با تعریفی نو، جایگاه و رسالت خویش را با عنوان های «مقام»، «حجاب» و «نیابت» ارائه می دهد که بحث برانگیزترین و بدعت آمیزترین بخش سخنان وی بشمار می آید.
← زمان ظهور
...
[ویکی شیعه] مشعشعیان، یا آل مشعشع (حکومت ۸۴۵ تا ۹۱۴ق)، خاندانی از حکمرانان صوفی شیعه که از سال ۸۴۵ تا ۹۱۴ق در خوزستان حکومت کرد؛ این سلسله به رهبری و ادعای مهدویت سید محمد بن فلاح (متوفای ۸۷۰ق) حیات خود را آغاز و حکومت مستقل شیعه به مرکزیت هویزه را ایجاد نمود. مشعشعه با ظهور صفویان تا سال ۱۱۵۰ق به عنوان والیان دولت صفوی در خوزستان حکمرانی کردند.
نسب سید محمد بن فلاح بن هیبت الله به هفتمین امام شیعیان می رسد. وی در شهر واسط به دنیا آمد و تحصیلات خود را در شهر حله و در مکتب احمد بن فهد حلی (۷۵۷-۸۴۱ق) گذراند. مطابق منابع، سید محمد در مدت کوتاهی به درجات علمی بالایی رسید تا جایی که اجازه تدریس را از استاد خود دریافت نمود. با فوت پدر سید محمد، ابن فهد حلی با مادر او و سید محمد نیز با دختر ابن فهد ازدواج کرد. محمد بن فلاح اهل ریاضت و دارای منش صوفیانه بود تا آن جا که یک بار به مدت یک سال در مسجد جامع کوفه معتکف شد و در طول آن مدت غذای وی اندکی آرد جو بود و در این مدت بسیار می‎گریست. محمّد بن فلاّح در سال ۸۴۰ق (یکی دو سال پیش از فوت ابن فهد) از جانب امام مهدی(عج) ادعای نیابت کرد و به این ترتیب از جانب استاد مرتد اعلام و محکوم به قتل شد. سید محمد در کتابش (کلام‎المهدی) که در سال ۸۶۵ق نگاشته، خود را سیدی نایب مناب مهدی (عج) می داند و «و هذا السید المناب عن الغائب» تعبیری است که از خود در این کتاب به کار برده است. وی علاوه بر نایب مهدی، خود را «امام امت» هم می خواند.
منابع تاریخی آغاز فعالیت ها و ادعاهای سیدمحمد را، دست یابی وی بر کتاب استادش در «علوم غریبه» می دانند که با استفاده از آن و نمایش برخی رفتارهای عجیب، اعراب نواحی خوزستان را مرید خود کرد و تا جایی پیش رفت که خود را به «مهدی» ملقب نمود.
[ویکی نور] مشعشیان ماهیت فکری- اجتماعی و فرایند تحولات تاریخی اثر محمدعلی رنجبر، بررسی زوایای مختلفی از جنبش مشعشعیان در سده نهم هجری است که به زبان فارسی و در سال 1381ش نوشته شده است.
کتاب با مقدمه نویسنده آغاز و مطالب در سه بخش، تنظیم شده است.
در این نوشتار، از سویی، مشعشعیان به عنوان یک خیزش اجتماعی متأثر از شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سده نهم هجری، به ویژه منطقه جنوب بین النهرین و خوزستان معرفی شده و هم چنین از چگونگی شکل گیری و رهبری آن سخن به میان آمده است. این روند در مرحله حکومت مستقل و سپس دوران فرمانروایی پیرو و وابسته به حکومت صفویه نیز دنبال شده است. از سوی دیگر، به ماهیت فکری و اعتقادی مشعشعیان، که معمولاً در زمره گروه ها و خیزش های شیعه غالی محسوب می شوند، توجه شده و در این بعد، به مهم ترین اصول بنیادی اندیشه ای و تحولات فکری آن ها پرداخته شده است
در این بررسی، روش پژوهش تاریخی به کار گرفته شده است. بدین ترتیب که نخست مآخذ، شناسایی و مطالعه شده، سپس درستی و نادرستی و اهمیت گزارش های آن ها در پیوند با موضوع مورد بحث ارزیابی شده است. از آن جا که بررسی تفصیلی ماهیت و فرایند حادثه خاصی (جنبش مشعشعیان) هدف این پژوهش است، روش نمونه پژوهی به کار رفته، هم چنین با استفاده از روش تطبیقی، به همانندی ها و ناهمانندی های جنبش هایی از این نوع توجه شده است
در مقدمه اثر جنبش مشعشعیان و بخش های سه گانه کتاب توضیح داده شده است

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
بج یعنی چه؟
بج یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز