مست کار

لغت نامه دهخدا

مست کار. [ م َ ] ( ص مرکب ) چیزی مسکر. ( آنندراج ). مستی آورنده. || دائم الخمر. ( آنندراج ). مست کاره. و رجوع به مست کاره شود.

فرهنگ فارسی

چیزی مسکر

جمله سازی با مست کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زان چشم مست کار صبوحی کند نگاه در هر رگم چو شمع از آن می دود نگاه

💡 شراب گل ندانم از چه جامست که بویش مست کار خاص و عا مست

💡 به ذات پاک خدایی که کارساز همه‌ست چو مست کار امیر منی نکوکاری

💡 گه مست کار بودم گه در خمار بودم زان کار دست شستم زین کار توبه کردم

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز