لغت نامه دهخدا
ماجول. ( اِخ ) در سفرنامه ابن بطوطه ترجمه محمد علی موحد ص 180 این نام برابر معشور ( بندر معشور ) آمده است. و رجوع به همین کتاب و ماچول شود.
ماجول. ( اِخ ) در سفرنامه ابن بطوطه ترجمه محمد علی موحد ص 180 این نام برابر معشور ( بندر معشور ) آمده است. و رجوع به همین کتاب و ماچول شود.
در سفرنامه ابن بطوطه ترجمه محمد علی موحد این نام برابر معشور آمده است
💡 طراحی بیمارستان سیار به صورت ماجولار انجام میشود و هر ماجول بر روی یک تریلر یا کامیون یا اتوبوس نصب میگردد و نهایتاً بیمارستان سیار از کنار هم قرار گرفتن ماجولهای مختلف تشکیل میشود. بعضی از ماجولها طوری طراحی میشوند که به صورت مستقل نیز میتوانند خدمات لازم را ارائه دهند. در بیمارستان سیار همه ماجولها روی چرخ قرار دارند و میتوانند روی جاده حرکت نمایند و به آسانی به جایی دیگر منتقل شوند. در این ماجولها، فضای درمانی لازم و تجهیزات مورد نیاز، برای ارائه خدمات پزشکی، درمانی و حتی جراحیهای حیاتی، لحاظ شدهاست و امکان انتقال مجموعه، برپایی سریع و آغاز به بهرهبرداری در کمترین زمان، برای چنین بیمارستانی متصور است.
💡 اما در مورد خود ماهشهر میگوید: «ماچول (در کتاب به زبان عربی ماجول نوشته شده) شهر کوچکی در کنار خوری است که از دریای فارس منشعب شده است. زمینهای این نواحی شورهزار است، نه درختی دارد و نه سبزهای. در ماچول بازار بزرگی است که از بزرگترین بازارهاست.»