هلت

لغت نامه دهخدا

هلت. [ هََ ] ( ع مص ) پوست باز کردن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || پوست برکندن. ( از منتهی الارب ). || خراشیدن پوست که خون از آن برآید. ( اقرب الموارد ).
هلة. [ هََ ل ْ ل َ ] ( ع اِ ) چراغ پایه. || باران. ج، هلل. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
هلة. [ هَِ ل ْ ل َ ] ( ع اِ ) نموداری ماه نو. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

پوست باز کردن پوست بر کندن

جمله سازی با هلت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال الکلبی: هو الرّمل الّذی اذا اخذت منه شیئا تبعک ما بعده یقال هلت الرّمل اهیله هیلا اذا حرکت اسفله حتّی انهال من اعلاه.

💡 شرکت آنتم در سال ۲۰۰۴ با ادغام شرکت بیمه آنتم و ول‌پوینت هلت نتورکس راه‌اندازی شد. دفتر مرکزی این شرکت در شهر ایندیاناپولیس، ایندیانا قرار دارد و سهام آن در بازار بورس نیویورک معامله می‌شود.

💡 هنری هلت دیل، برای اولین بار اکسی‌‎توسین را در سال ۱۹۰۶ شناسایی کرد، و ساختار مولکولی آن در سال ۱۹۵۲ مشخص شد.

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز