مکرمش، واژهای است که در فرهنگ و ادب فارسی بهطور گستردهای مورد استفاده قرار میگیرد. این واژه به معنای احترام و ارادت به شخصی خاص یا در مورد موضوعی خاص به کار میرود. در واقع، مکرمش نشاندهندهی نوعی از محبت و توجه به دیگران است که در روابط انسانی نقش بسزایی دارد. این واژه میتواند در مناسبتهای مختلف، مانند تبریک به مناسبتهای خاص یا در بیان دلنوشتهها به کار رود و احساسات عمیقتری را منتقل کند. استفاده از این واژه در متنها و گفتگوها، به نوعی نشاندهندهی ادب و نزاکت گوینده است. در دنیای امروز که روابط انسانی بهدلیل مشغلههای روزمره کمتر مورد توجه قرار میگیرد، یادآوری ارزشهایی چون احترام و محبت، اهمیت بیشتری پیدا میکند. به همین دلیل، به کار بردن عبارت مکرمش میتواند نمادی از تعهد به حفظ این ارزشها و تقویت روابط انسانی باشد. این واژه به ما یادآوری میکند که باید نسبت به یکدیگر احترام قائل باشیم و این احترام را در عمل نیز نشان دهیم.
مکرمش
لغت نامه دهخدا
مکرمش. [ م ُ ک َ م َ ] ( ع ص ) چین داده شده. چروک خورده. ( فرهنگ نوادر لغات دیوان شمس چ فروزانفر ):
در عاشقی نگر که رخش بوسه گاه اوست
منگر بدان که زرد و ضعیف و مکرمش است.مولوی ( فرهنگ نوادر لغات ایضاً ).ای شاهد وقت وقت شه رخ
سودت نکند رخ مکرمش.مولوی ( فرهنگ نوادر لغات ایضاً ).
فرهنگ فارسی
چین داده شده. چروک خورده.
جمله سازی با مکرمش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در عاشقی نگر که رخش بوسه گاه او است منگر بدانک زرد و ضعیف و مکرمش است
💡 و گفت: عارف صید معروف است که معروف او را صید کرده است تا مکرمش گرداند و در حظیرة القدس بنشاند.