لغت نامه دهخدا
محمولات. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ محمولة. بارهای برداشته شده که از جایی به جایی برده شود. کالای تجارتی. بارها: آن امانت بسپردند و محمولاتی که داشتند به... رسانیدند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). بیضه های عنبر و اوانی زر و سیم... و دیگر محمولات دیار هند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || نزد طبیبان داروهایی را نامند که در هنگام بیماری شرم زنان و دبر مانند شیاف و امثال آن بکار برند. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).