لغت نامه دهخدا
نیم پز. [پ َ ] ( ن مف مرکب ) چیزی که نیک پخته نشده باشد. ( ناظم الاطباء ). نیم پزیده. نیم پخته. رجوع به نیم پخته شود.
نیم پز. [پ َ ] ( ن مف مرکب ) چیزی که نیک پخته نشده باشد. ( ناظم الاطباء ). نیم پزیده. نیم پخته. رجوع به نیم پخته شود.
گوشت یا چیز دیگر که خوب پخته نشده باشد، نیم پخته.
( صفت ) نیم پخته نیم پخت.
{parboiled} [علوم و فنّاوری غذا] ویژگی برخی مواد غذایی که عمل پخت ناقص برای تغییر برخی از خصوصیات بر روی آن انجام گیرد
💡 راه تشخیص قطعی از طریق بررسی ادرار مریض است. همچنین بررسی تاریخچه بیمار (مثلاً اگر ماهی نیم پز یا نپخته مصرف کردهاست) به تشخیص کمک میکند. از طریق رادیولوژی نیز میتوان تشخیص داد.