چشمه زندگی
مترادفها
منبع حیات، سرچشمه زندگی
لغت نامه دهخدا
چشمه زندگی. [ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ی ِزِ دَ / دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چشمه زندگانی. آب زندگی. آب حیات. آب خضر. چشمه خضر. چشمه حیوان. چشمه آب حیات. و رجوع به چشمه حیوان و چشمه زندگانی شود. || کنایه است از دهان محبوب.
چشمه زندگی. [ چ َ م َ ی ِ زِ دَ ] ( اِخ ) نام کتابی مجعول منسوب به زردشتیان.
جمله سازی با چشمه زندگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو چشمه زندگی ما بهاشک موقوفاست دگر زگریهٔ ما بیخودان مپرس سبب
💡 که آورد آن پری رو رنگ دیگر ز چشمه زندگی جوشید آبی
💡 سکندر بدان چشمه زندگی بسی کرد شادی و فرخندگی
💡 چون خطت خضر با وجود لبت چشمه زندگی نمی خواهد
💡 محمودخان سلطانی صاحب آبادی مله و میتو و غیره که ریاست قسمتی از عشایر خورخوره را بعهده داشتند. این ایلات اکنون در نواحی خورخوره نزدیک به کوههای چهل چشمه زندگی میکنند.
💡 آن چشمه زندگی که در عالم قدس در نسبتش آب خضر خاک است کجاست