نیکو دهش

لغت نامه دهخدا

نیکودهش. [ دِ هَِ ] ( ص مرکب ) کریم. بذال: ما اَعطاه للمال؛ چه نیکودهش است. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

کریم. بذال.

جمله سازی با نیکو دهش

💡 همانا نیکویی کرده است با نیکو دهش جعفر که فرزندان او گشته است نیکو عاقبت چونین