نیک بین

مترادف‌ها

خوش‌بین، نیک‌بین

متضادها

بدبین

لغت نامه دهخدا

نیک بین. ( نف مرکب ) که به نیکی های دیگران نظر کند و بدی ها را نادیده گیرد. مقابل عیب بین: نیک دل باش تا نیک بین باشی. ( قابوسنامه ).
جز این علتش نیست کآن خودپسند
حسد دیده نیک بینش بکند.سعدی.یقین بشنو از من که روز یقین
نبینند بد مردم نیک بین.سعدی.|| که به خوبی ببیند. که قوه بینائیش خوب است:
نور حق ظاهر بود اندر ولی
نیک بین باشی اگر اهل دلی.مولوی.

فرهنگ اسم ها

اسم: نیک بین (پسر) (فارسی) (تلفظ: n.-bin) (فارسی: نيک‌بين) (انگلیسی: nik-bin)
معنی: خوش بین، ( در قدیم ) ( به مجاز ) آن که یا آنچه خوبیها را می بیند

جمله سازی با نیک بین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دویم چون ملک شد به تو نیک بین بکوشی که آن ظن بباشد یقین

💡 پیش ازین بودی مگر مهر و وفا نیک بین برگی از آن گلزار کو

💡 حقیقت هرچه بینی نیک بین باش حقیقت اندرین عین الیقین باش

💡 جنگ را بگذار و خوش کن آشتی نیک بین چون تخم نیکی کاشتی

💡 خانه ها را نیک بین و نیک دان تا نباشی بر بساطش شاهمات

💡 نیک خواه و نیک باش و نیک بین و نیک دان چون قلم رفته ست بر لوح ازل نقاش را

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران