لغت نامه دهخدا
نسیه کردن. [ ن َس ْ / ن ِس ْ ی َ / ی ِ ک َدَ ] ( مص مرکب ) نسیه گرفتن. وام کردن. نسیه بردن.
نسیه کردن. [ ن َس ْ / ن ِس ْ ی َ / ی ِ ک َدَ ] ( مص مرکب ) نسیه گرفتن. وام کردن. نسیه بردن.
نسیه گرفتن. وام کردن. نسیه بردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردم کوته نظر در انتظار محشرند نقد خود را نسیه کردن نیست کار عاشقان
💡 نقد خود را نسیه کردن نیست کار عاقلان بر زمین پیش خسیسان چهره چون زر منه
💡 نقد خود را نسیه کردن نیست کار عاقلان پیش دونان چند مالی روی چون زر بر زمین؟
💡 نقد خود را نسیه کردن صائب ازعقل است دور بهر زر تاچند مالی روی چون زر را به خاک؟