لغت نامه دهخدا
مشنو. [ م َ ن ُوو ] ( ع ص ) مرد دشمن داشته شده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
مشنو. [ م َ ن ُوو ] ( ع ص ) مرد دشمن داشته شده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
مرد دشمن داشته شده
مشنو ( به چکی: Mešno ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری چک است که در ناحیه روکیتسانی واقع شده است. مشنو ۵٫۸۱ کیلومتر مربع مساحت و ۸۱ نفر جمعیت دارد و ۴۹۲ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
مشنو (استان اوپوله). مشنو ( به لهستانی: Meszno ) یک منطقهٔ مسکونی در لهستان است که در گمینا اوتموخوو واقع شده است. مشنو ۳۸۰ نفر جمعیت دارد و ۲۰۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
مشنو (استان وارمی ماسوری). مشنو ( به لاتین: Meszno ) یک روستا در لهستان است که در گمینا دوبنگنکی واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روزی که ببخشاید و ز پرده برون آید مشنو که نزاری را پروایِ نظر باشد
💡 گر منکری ز خامی گوید مباش عاشق مشنو حدیث او را بگذار تا که گوید
💡 گر سرو زند لاف که چون قد توام مشنو سخنش که الطویل الاحمق
💡 حرف اغیار دغا در حق یاران مشنو آشنایان بگذار و پی بیگانه مرو
💡 یک حرف مگو اگر هزارت سخن است از خود مشنو اگر چه در عدن است
💡 ور بگویندت که هست آن فرع این مشنو آن را ای مقلد بییقین