لغت نامه دهخدا
مزارات. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مزار. مقابر. رجوع به مزار شود: ناگاه از فضل باری تبارک و تعالی همان روز مردی عجمی با من پیوست که او از آذربایجان بود و یک بار دیگر آن مزارات متبرکه را دریافته بود. ( سفرنامه ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص 26 ).
مزارات. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مزار. مقابر. رجوع به مزار شود: ناگاه از فضل باری تبارک و تعالی همان روز مردی عجمی با من پیوست که او از آذربایجان بود و یک بار دیگر آن مزارات متبرکه را دریافته بود. ( سفرنامه ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص 26 ).
( اسم ) جمع مزار: ۱- زیارتگاهها: واضعاف آن بر عمارت مساجد و معابد و اربطه و مدارس و قناطر ومصانع و مزارات متبرک و بقاع خیر صرف کرده است. ۲ - قبرها آرامگاهها. ۳ - کتابی که از زیارتگاهها و قبرها بحث کند: مزارات تبریز مزارات شیراز.
مقابر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غریب دویست پاره از توابع آنجاست. باغستان بسیار و میوه بیشمار دارد و آب شهر و ولایت مجموع از قنوات است و از مزار اکابر تربت ژندهپیل احمد جام آنجاست و در آنجا عمارتی و گنبدی عالی خواجه علاء الدین محمد ساخته و دیگر مزارات متبرکه بسیار است.
💡 وی همچنین مینویسد: «مرقد حضرت پیر رازیار در جنب باغ بیگم است که از مزارات مشهور سرخاب میباشد.»
💡 ربش گاوی چیست؟ امید مراد از مردگان زین مزارات آنکه چیزی یافت جز نباش نیست
💡 بنا بر قول مصلح الدین مهدوی در کتابهای مزارات اصفهان، اعلام اصفهان و دانشمندان و بزرگان اصفهان در این شهر بیش از ۵۴ بابا مدفون میباشند. مزار بسیاری از باباهای اصفهان تصرف و تخریب شدهاست و نیاز به یک عزم راسخ برای باز سازی و احیا آنها وجود دارد.
💡 درگرد مزارات سراغیست بفهمید پیگم شدن قافلهٔ بیجرسی چند