گشاده دری

لغت نامه دهخدا

گشاده دری. [ گ ُ دَ / دِ دَ ] ( حامص مرکب ) آشکارایی. ولنگ و وازی:
مرا چه زهره و یارای این سخن باشد
گزاف لافی گفتم بدین گشاده دری.سوزنی.

فرهنگ فارسی

۱ - باز بودن در خانه شخصی بروی مردم. ۲ - آشکاری وضوح: مرا چه زهره و یارای این سخن باشد ? گزاف لافی گفتم بدین شاده دری. ( سوزنی )

جمله سازی با گشاده دری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سعادت گشاده دری سویِ او در از دیگران بسته بر رویِ او

💡 قصر جاه تو را گشاده دری دولت از صحن روضه رضوان

💡 عالم علم را گشاده دری که جز او کم تواند آن دگری

💡 چو طوطی بود خطّش پر گشاده دری در بسته و شکّر گشاده

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز